وقتی میاد باهم میاد!

سلام
یه جوری یه وقتا ادم آچمز میشه که فکر میکنه واقعا چرا؟خب یه فاصله یه مهلت یه نفس!
اول خرداد از اخرین کارم که یکسال و خرده ای طول کشید اومدم بیرون چون نمیخواستم بیگاری بدم با حقوق کمتر از سال قبل
تعطیلات ۱۴ و ۱۵ خرداد با خانواده رفتیم سفر دو روزه ، وقتی برگشتیم خونمونو دزد زده بود کلی طلا و وسایل ازمون برده بود و تقریبا همه اون چیزهایی که من مثلا جهت پس انداز با پول کارکرد اون یکسالم خریده بودم و اتفاقا خیلی دوسشون داشتم رو کامل با خودش برده بود🤦♀️
بعدش شد تاسوعا عاشورا ، بسیار محیرالعقول فهمیدم پسری که توی پستای قبلی گفتم که دیوانه بود ولی من یکسال بود جسته گریخته با همون ادا و اطواراش باهاش بودم و کلی بهش رسیده بودم بخصوص از نظر مالی، آدم هرزه ای بود که معلوم نبود با چند نفر داشت میپرید و یکیش هم یکی از همکارای شرکت قبلیم بود که اون رو هم حسابی چاپیده بود و توی دعواهایی که شد ذات کثیفش رو بد نشونم داد😶.
همون موقعها بود که فهمیدم دوست پسر اسبقم که ۸ سال باهاش بودم و توی کار جدید هم باهم همکار بودیم و بخاطر اینکه من ۴ سال ازش بزرگتر بودم خودش و خانواده اش پسم زده بودن و در واقع تو سرم زده بودن ولی همیشه دنبالم بود که تا اخر دنیا باهات میمونم ولی چون نمیخام هیچوقت ازدواج کنم با تو هم ازدواج نمیکنم !حالا با یکی از دخترای همکار جلوی چشم من ریخته رو هم و تازه فهمیدم که کاملا هم قصدشون ازدواجه و مقدماتش رو چیدن و فقط من رو ۸ سال علاف خودش کرده بود با کلی دروغ 😑
این مدت هنوز کار هم پیدا نکردم و علاف و سرگردانم که رسیدم به داستان جدیدی که همانا دوران پساقاعدگی است !🤦♀️
خدایا دمت گرم یهو همه چیو باهم آوار میکنی رو سر آدم🙄